شب یدا و نوزده ماهگیت مبارک گل پسر
سلاااام بر عشق همیشگی من. عزیزترینم امشب شب یلدا و ماهروز تولدته و شما 19 ماهت امشب تموم میشه. وای که چه زود میگذره عسلی من. از کارات بگم که کلی شیرینه و وقتی که پیشتم چیزی برام جز خوشی پیشت نمیمونه. چند شب پیش ماه و نشونت دادم توی ماشین و شما خیلی خوشت اومد چون هر جایی که میرفتیم ماه دنبالمون مییومد و باهامون دالی میکرد. هر شب کارت این شده هر جا که هستی ماه و چک می کنی و باهاش بای بای میکنی عزیزم و میگی ماه ماه :)
عسلی من امشب قراره که همه خونه خاله بشی من جمع بشیم که بزرگ فامیل مادری شما میشه. آخه خاله جونم و سیبا جون جایی نمیتونن برن چون خاله نمیتونن از خونه بیرون برم اینه که ما همگی میریم پیششون و قراره که امشبم اونجا کلی بهمون خوش بگذره. مامانی یک روزایی داشتیم قدیما وقتی جمع میشدیم خونه مامان جون و آقا جون(مادر بزرگ و پدر بزرگ من ) شبای یلدا کلییی میشدیم کلی میگفتیم و میخندیدیم و خوش میگذروندیم:) من عاشق اون روزا بودم همیشه هم یک امتحانی فرداش داشتم که یک جورایی حالگیری بود :))))) اما کلی بهمون خوش میگذشت دختر خالهها و پسر خالهها دختر دایی و پسر دایی ها و دایی وخاله و خلاصه خیلی خوب بود. حالا انشاالله شما هم بزرگتر میشی و از این شب به یاد موندنی خاطرههای خوبی رو پیدا میکنی . 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عسلی من دیشب شب یلدا بود و کلیی بهت خوش گذشت اول شب حدود ساعت 6 خوابیدی تا ساعت 8 که رسیدیم خونه خاله بشی بعدشم کلییییی بازی کردی دایی ناجی اینا هم اومده بودن خونه خاله بشی و کلی با سینا و خاله زهره و ترانه و خاله ملی و سیبا جون بازی کردی. سیبا جون هم یک کیک خوشگل میوه برای ماهگرد 19 ماهگیت گرفته بود که پاره کردی و کلی هم رقصیدی و خلاصه که یک شب خاطره انگیز شد یک لباس هندونه خوشگلم تنت کردیم که خیلی بامزه شده بودی. هندونه خوشگل من .











اینم عکس سینا جون(پسر دایی مامان موژان) در حال ساز زدن کنار سفره یلدامونه که شما خیلی دوست داشتی و کلی خوشت اومده بود و به ساز زدنش گوش می دادی واقعا که خیلی هم قشنگ میزد:)

اینم گل پسرم و کیکش




شب یدا و نوزده ماهگیت مبارک گل پسر
